يادي از زبان فارسي ( دري ) در افغانستان
-تعداد زبانها رایج در افغانستان
در اینکه چند زبان در افغانستان تا هنوز با همان هویت اصلی خود باقی مانده ومطابق علم زبان، به عنوان زبان مستقل شناخته شود،آمار دقیق و اطمینان آوری وجود ندارد زیرا، بعضی از کتب و مورخان درحدود پنجاه زبان را یاد آوری کرده اند و حتی از200 قوم نام برده.آقای الفنستون ازدوصدقوم وزبان درافغانستان گذارش داده است. اما طبق منابع که ما در اختیار داریم، تعدادو مقدار کمتر یاد آوری کرده اند که بعضی ازآن منابع عبارتنداز:
1- پژوهشی درتاریخ هزاره ها در باره تعداد زبانهای رایج می نویسد: « در این کشور جمعاً در حدود سی زبان رواج دارد ولی عمده ترین آنان زبانهای فارسی ( دری ) پشتو و ترکی می باشد.» (یزدانی،1368: 82 )
2- کتاب سرزمین و مردم افغانستان می نویسد:« مردم افغانستان در حدود بیست زبان و لهجه مختلف تکلم می کنند تقریباً همه افغانها دو زبانه اند.» (کلیفورد،117:1367)
3- در کتاب سرزمین ها و حکومتها و مردم افغانستان می نویسد: « دری در افغانستان زبان گویندگان اداری است مردم افغانستان بجز زبانهای پشتو و دری به هیجده زبان دیگر نیز تکلم می کنند که گویای تاریخ و ترکیب اقوام مختلف این کشور است.» (صالحی،7:360)
4-کتاب افغانستان ـ اقوام ـ کوچ نشین می نویسد:« در میان کشور های که دارای اقوام و فرهنگهای متعددند، افغانستان عالی ترین نمونه را عرضه می دارد.»
(به کوشش پاپلی یزدی،116:1372)
5- « هیستوریا انگلستان » اثر ماسون و روموند (1964 ـ 1965) نام بیش از 200 قوم، از جمله نام قبایلی که در واقع گروههای قومی مجزا به شمار نمی آیند را ارائه داده است.البته بدیهی است که بر این تنوع قومی، تنوع زبانی نیز مترتیب است.
6-افغانستان سقف جهان نوشته است:...زبانهای محلی شاید به20نوع برسداگرچه که زبان رسمی یکی«پشتو»است که مخلوطیست ازاردووانگلیسی وعربی ودیگری«دری»است که باز هم مخلوطیست ازفارسی وعربی...»(هویدی،118:1364 )
خلاصه اینکه: دانشمندان حدود سی زبان مختلف را که میان گروه های ایرانی، هند و اروپایی، ترک، مغول، سامی و دراویدی دارد بر شمرده اند.
2-جغرافیای زبان کهن فارسی دری
زبان فارسی که در زادگاه خورشید(خراسان بزرگ) زاده شده یگانه زبان دربار و ابزارمناسب دیپلماسی و سیاسی دانشوران و مورخان در طول تاریخ چند هزار ساله این سرزمین شناخته شده است و این زبان با ادبیات جذاب و دل انگیز ازقلب آسیا برخاسته وآسیای مرکزی تا آسیای صغیرو شبه قاره هندرا ... تحت خود قلمرو خودقراردادوازاین جهت مردم فرهنگ دوست افغانستان سخت بخود می غرّد و می بالد ( بخاطر اهمیت فوق العاده این زبان تاریخی مطالبی را تحت عنوان « یادی از زبان فارسی در افغانستان » به چاپ رساندیم. )
به هرحال، درمجموع به این نتیجه رسیدیم که جغرافیای تاریخی زبان فارسی دری درقرون وسطی بسیاروسیع بوده چنانچه دکترافشارنوشته است:
«زبان فارسی در گذشته چنان پیش رفته بود که قلمرو آن بسی دور تر از افغانستان و ایران گسترده بود. در دربار هند زبان رسمی بود ملک الشعرای دربار آن جا ایرانی بود. زن جهانگیر و دختران اورنگ زیب به فارسی شعر می گفتند... وقتی جهانگیر امپراطور هند، به کابل آمد و خواست بر قبر جد اعلایش (بابر) سنگ مزار بسازد و روی سنگ را به فارسی نوشتند. کشور ستانانی هم که از نواحی افغانستان به هند رفتند مانند غز نویان، غوریان و تیموریان زبان فارسی را در دربار خود معمول داشتند نه پشتو یا ترکی را.
(افشار یزدی،119:1361 )
یکی از خصوصیات مهم این دوره این است که زبان دری بین هندوان محبوبیت پیدا کرد. در زمان فیروز شاه تعلق عدهای از دانشمندان هندی جمع شدند و کتابهایی را به زبان دری ترجمه نمودند. فرشته می نویسد... آموختن زبان دری بران هندوان در دوره لودی مطلبی بود عادی و متداول.»(همان،121:1361 )
حکمروایی زبان فارسی دردربارامپراطورعثمانی راچنین نگاشته است:پسازآنکه دولت عثمانی جای سلجو قیان را گرفت زبان و ادب فارسی همچنان در دربار و درقلمرو آن دولت مورد توجه بود. بسیاری از نامه های خود را به خارج به زبان فارسی می نشتند و این زبان در دربار آنها رسمی بود. مراسلات میان پادشاهان ایران و عثمانی به فارسی بود. (افشاریزدی،95:1361)
جغرافیای زبان فارسی در افغانستان معا صر
بحثی دیگر جغرافیای فعلی زبان فارسی در افغانستان معاصر است که درحال حاضراشاره کلی به آن داریم وجزئیات دربحث قلمروزبان فارسی می آید.وقتیکه ما سخن اززبان فارسی به میان می آوریم اعم از لهجه های بدخشانی، تخاری، هراتی و هزاره گی و...درنظر داریم و ازسرحدات و مرزهای کشور چین وتاجیکستان گرفته تا مرز جمهوری اسلامی و ترکمنستان یعنی اکثریت مناطق مرکزی(هزاره جات مرکزی)، غربی(هرات باستان وهزاره جات غربی یامناطق اقوام چهار ایماق) و شمال(مزارشریف واطراف)وشمال شرقی(بدخشان، تخار،پنجشیر،پروان....) کشور را در برمیگرد.( بانگاهی به آن دو تا نوشته بعدی ادعای ما اثبات شده تلقی می شود.) البته برای هر کسی که کوچکترین آشنائی به تاریخ افغانستان دارد و با یک سیر و سفر در صفحات جغرافیای و با نگاهی به نقشه سیاسی افغانستان به این نکته پی می بردونیاز به تفحص زیادی نیست.
3-جغرافیای زبان پشتوآنیسبیبdfasdasdasd
زبان پشتو دومین زبان رایج در افغانستان است این زبان با وجود حامیان و مبلغان سر سخت نتوانست با زبان فارسی رقابت کند و اینک در این مقطع از تاریخ زبان فارسی در تمامی ولایات حتی قندهار از نفوذ فوق العاده عالی بر خوردار است و طبق نوشته: « ادب فارسی در افغانستان این زبان در ولایات جنوب شرقی، جنوب و جنوب غربی زبان اکثریت مردم می باشد.»
طبق بعضی از منابع در حدود یازده ولایت از سی ودو( دوازده ولایت ازسی وچهار ولایت افغانستان ) اکثریت قاطع پشتو زبان می باشند. در کتاب افغانستان نوشته شده است:
« این طائفه ( پشتو ها ) که از نظر نژادی با ترک و ایرانی قرابت دارند اکثراً در قسمت جنوبی کوه هندوکش و تعداد کمی هم در سمت شمال هندوکش سکئا دارند.» ( محمود شاکر، 141:1366 )
افغانستان ( مجموعه مقالات ) می نویسد:« پشتو از زبانهای ایران شرقی (افغانستان) و شاید گویشی از سکایی است که در بخش شمال حوزه شرقی ایران پدید آمده و مقدار زیادی از واژه های زبانهای هند و آرپایی را وام گرفته است.»(گروهی از پژوهشگران، 73:1376 )
البته این نوشتار فقط به پشتونهای افغانستان توجه داشته است، در حالی که بخش عظیمی از شمال پاکستان بنام« سر حدات آزاد » اغلب پشتو زبان می باشند.
به هر وصورت، در این مناطق افغانستان که زبان پشتو به آن تکلم می شود از این قرار است: مشرقی، بخشهایی از وردک، لوگر، غزنه، درجنوب از « کتواز » تا فراه و چند منطقه هرات و ترکستان که در این صد سال اخیر محل ورود و تاخت و تاز کوچیهای پاکستان قرار داشته اند و عوامل مختلف و از جمله حمایتهای دولتهای حاکم موجب افزایش مستمر تکلم به زبان پشتو شده است.
البته گاهی عکس نتیجه داده یعنی پشتونهای مهاجر زبان اصلی خود را از دست داده از جمله در مورد پشتو نهای غور. کتاب افغانستان ـ اقوام... می نویسد:
« مورد دیگری که ما به آن اشاره می کنیم عبارت است از روابط متقابل پشتو های شاخه عمر زایی از طایفه ریزک زایی و از این درّانی و فارسی زبانان فیروز کوهی که نزدیک «چخچران» در هزاره جات مرکزی واقع در یک صد مایلی غرب پنج آب زندگی می کنند و ... آنها به دو زبان تکلم می کنند و زبان مادری آنها متفاوت است. » (به کوشش پاپلی یزدی،251:1372 )
این عبارت نشاندهنده آنست که زبان فارسی همچنان مقاومت خویش را در برابر زبانهای دیگر ادامه داده وبرآنها غالب وپیروزوگاهی کاملاً موفق بوده است.
در کتاب افغانستان ( مجموعه مقالات ) چنین نوشته است: « مشرقی، کابلستان، وردک، لوگر، پکتیا، غزنه، جنوب از کتواز تا فراه در این مناطق زبان اکثریت به شمار می رود.»
البته ملاحظه قابل تذکر در این موارد وجود دارد و آن اینکه اگر مراداز کابلستان، کابل امروز و پایتخت کشور باشد، تمام اهل تحقیق و آگاه از امور افغانستان می دانند که در کابل و بالاخص خود شهر در حدود 90% به زبان شیرین فارسی سخن می گویندو در مجموع اکثریت مردم ولایت کابل به زبان دری سخن می گویند. چنانچه آقای دولت آبادی می گوید حقیقت این است که زبان ولایت کابل دری است همچنین ولایت غزنی که اکثریت قاطع باشندگان را هزاره ها تشکیل می دهند و در خود شهر نیز هزاره ها و تاجیک ها و پشتونها بیشتر با زبان فارسی در معاملات و دادستد خود رفع نیاز می نمایند.
کتاب سرزمین ومردم افغانستان می نویسد:
« زبان پشتو که زبان داخلی بزرگترین گروه قبیله ای افغانستان است و در نواحی جنوبی و شرقی تکلم می شود در سال 1936 م / 1315 شمسی به عنوان زبان رسمی این کشور انتخاب و اعلام شد با این حال زبان فارسی همواره در شهر های افغانستان بر زبان پشتو تفوق داشته همچنان به عنوان زبان کابل، زبان دربار و زبان حکومت وادارات دولتی باقی مانده است.» (کلیفورد،117:1368)
4-جغرافیای زبانهای ترکی در افغانستان
متکلمین و گویندگان زبان ازبکی و ترکمنی در ولایات جوزجان، فاریاب اکثریت قاطع را تشکیل می دهند اما در ولایات سرپل، سمنگان، بلخ، قندوز، تخار در حدود چهل تا پنجاه فی صد جمعیت را تشکیل می دهند.
افغانستان ( مجموعه مقالات ) نوشته است:
« زبانهای ازبکی و ترکمنی بویژه در ناحیه شمال افغانستان بین آمو دریا در شمال، ناحیه فارسی زبان بدخشان در مشرق، سلسله جبال پارو پامیسوس ( کوه های در شمال غربی افغانستان و نام باستانی هندوکش ) در جنوب، و حوزه ای که زهکشی آن با مرغاب است در مغرب، رواج دارند و ... اگر چه اکثریت ساکنان بومی آنجا تاجیک و فارسی زبان اند امروزه افغانها باکتریارا ترکستان می خوانند.
بیشترین شمار ترک زبانان ازبکها هستند که زبانشان به گروه شرقی تعلق دارد ولی آنچنان تحت تأثیر عمیق زبانهای ایرانی واقع شده که برای مثال عمیق زبانهای ایرانی واقع شده که برای مثال هماهنگی دستگاه مصوتهای آنها به کلی از میان رفته است.» (گروهی از پژوهشگران، 104:1376)
منظور نویسنده از زبانهای ایرانی زبان فارسی دری باید باشد. در این نوشتار به وضوح از نفوذ زبان فارسی دری در سراسر کشور سخن به میان آمده است و جای هیچ تردید نیست که در طول تاریخ ترکهای افغانستان مدافع زبان فارسی بوده و حتی بسیاری از اقوام ترک زبان، زبان اصلی خود را رها نموده و امروزه به زبان فارسی سخن می گویند و از جمله اقوام امروزه فارسی زبان وترک تبار میباشند، قزلباشهاست.چنانچه پژوهش در تاریخ هزاره ها می نویسد:« زبان ترکی در میان برادران قزلباش افشار چند سال قبل رواج داشته است اما امروزه در میان نسل تازه شان فراموش شده است.» ( یزدانی، 83:1368 )
البته سیاست تغییر ترکیب قومی یا نابودی اقوام غیر پشتون از جمله ازبکها در شمال کشور ادامه داشته است و قوای فاشیستی به منظور سرکوبی اقوام غیر پشتون دست بهر کاری ممکن زدندوتاحدودی موفق هم شدندوهیچ بعدی هم ندارد که در آینده همان سیاستها ادامه پیدا نکند. درباره این موضوع شناسنامه می نویسد:
« ولایت قندوز از جمله ولایت ازبک نشین بوده که به زور ترکیب قومی آن تغییر یافته و تعدادی از افغانها و هزاره ها در این ولایت سکنا گرفته اند اما در دوره انقلاب بسیاری از افغانها، منطقه را ترک گفته و به محل سکونت اصلی خود در جنوب و پاکستان رفته اند.» (بصیراحمددولت آبادی،86:1371 )
درولایت قندوز مثل سایر ولایات شمال کشور زبان ادارات، مکتب و بازار دری است. در کشور افغانستان اقوام ترک از خود شاخه های مختلف دارند و از جمله قوم ترکمن است که ما در اینجا به ترکمنها توجه بیشتری داریم.
4-1-جغرافیای زبان ترکمنی
بعضی از بزرگان ترکمن تعداد جمعیت خود را در حدود سه میلیون می خوانند چنانچه در زمانی که اجلاس بن دایر شد یکی از نمایندگان ترکمنها اعتراض نمودوگفت چرا ازمردم ترکمن کسی دراین اجلاس نمایندگی ندارد در حالیکه در افغانستان سه میلیون ترکمن زندگانی دارند همچنین از کتاب جناب آقای دولت آبادی استفاده می شود که ولسوالیهای زیادی در شمال کشور از جمله شور تپه از بلخ و ولسوالیهای قرقین، خمیاب، منگجک، از جوزجان و قرمقول و در تمام ولسوالیهای فاریاب که در همجواری کشور ترکمنستان قرار دارد و همچنین در تمام ولایات صفحات شمال کشور حضور فیزیکی داشته و دارند.
کتاب سرزمین و مردم افغانستان می نویسد:« در طول کناره جنوبی آمو دریا زندگی می کنند » کتاب جنگ و سیاست می نوسد: « ترکمنها آگاهی به ملیت خود ندارند در حالی که ازبکها که وحدت سرزمین ندارند گروهی هستند که همه را به سوی خود می کشند و بر آنند تا همه ترک زبانهای غیر ترکمن را جزء خود قلم داد کنند.» (به کوشش پاپلی یزدی، 60:1367)
در مجموعه مقالات آمده است: « ترکمنها که بیشترشان در شمال شرقی در امتداد آمو دریا و مرز ترکمنستان سکونت دارند به گویشی از گروه آغوز تکلم می کنند.» (گروهی ازپژوهشگران،105:1376)
در کتاب مباحث کشور ها ـ می نویسد: « ترکمنها در طول کرانه جنوبی آمو دریا و مرز های شمال غربی افغانستان بسر می برند.»(علی آبادی، 32:1372 )
4-2-اقوام قیرقیز و قزاق در افغانستان
جغرافیای زبان اقوام ترک تبار قیر غیز و قزاق هم قابل یادآوری است. در کتاب مباحث کشور ها ـ افغانستان ـ می نویسد:« قیر قیز سومین قوم ترک نژاد افغانستان هستند که در ناحیه شرقی آن در تنگه واخان زندگی می کنند.»
قزاقها: بنابه گفته ای کتاب سرزمین و مردم ، قزاقها، قزلقها ( یا قارلقها ) و جغتاییها نیز که از گروه های کم اهمیت ترکها به حساب می آیند و بطور پراکنده در نواحی شمال افغانستان زندگی می کنند سنی اند. مردم این قبایل به یک زبان ترکمن و نیز عموماً به فارسی تکلم می کنند.» (کلیفورد،61:1367 )
5-جغرافیای زبان بلوچی
طبق تحقیقات شفاهی مردم سلحشور بلوچ در ولایت نیمروز و همچنین در سرحدات و مرزهای پاکستان و افغانستان تا نزدیکی قندهار عمدتآ در مناطق کویر و ریگستانی هلمند زندگی می کنند کتاب افغانستان می نویسد:« اینان در جنوب کشور سکونت دارند و معتقدند که از نژاد عرب می باشند.»(محمودشاکر، 42:1361 )
والبته نقشه های سیاسی ازانتیرنیت وزارت احیاوانکشاف دهات ادعای فوق ودر محتوای این مقاله را تایید میکند.
کتاب افغانستان می نویسد:
« بلوچها گویش خود را رخشانی می خوانند. در ناحیه سفلای رود هیرمند، در نگت و در میر آباد ( بالاتر از آن، در بنادر سفر و جز آنها و پاینتر در خانشین و در دیشو فقط: به پشتو تکلم می شود. کانی غر، زیارت بی بی، زیارت شاهمسلی ( شاه اسماعلی ) و در ناحیه کوه ملک، دکان همرا... با براهوی به این زبان تکلم می شود از تاغاز و خواجه علی سفلی به بعد فقط ... به زبان بلوچی تکلم می شود. این امر در امتداد رود هیرمند، در پلاتک، لندی، دهمرده، نهود بار، قلعه پادشاه، قلعه مادر پادشاه، چاربرجک، قلعه افضل، بندر کمال خان و میر آباد، و در سمت شمال در قلعه فتح، سبزگزی، خوابگاه، کنگ، دبن مهد، زرنخ، زیارت امیران صاحب کنگ، ده دوست مجد، کره کی، چخانسور، و به طرف شمال شرقی در کدو خاس و لوخی نیز صحت دارد... » (محمود شاکر،91:1361)
اما خسرو شاهی درباره ی ریشه ی زبان بلوچی به نقل از سید جمال الدین اسعد آبادی می نویسد:
« بلوچها ریشه ی فارسی دارند مردمان نیرومند هستند، ولی از اسلام شناختی ندارند و به قتل و غارت مشغولند. ( خسرو شاهی، 79 : 1370 )
گفتنی است که آقای تاریخ هزاره ها می نویسد: بلوچ های کجران هزارستان شاخه های ذیل را دارا بوده و زبانشان فارسی است ، مست علی، چار برادر، سلیمان خیل، نخی، لوچهای ساحه یکبر چهارم حصة اقوام هزاره را تشکیل می دهند. » ( غرجستانی،1989 م : 202)
آقای خسرو شاهی در جای دیگر می نویسد:
« بلوچهای افغانستان از 200 هزار نفر بیشتر نیستند که اغلب در ولایت هلمند زندگی می کنند. زبان خاص بلوچی را دارند و تقریباً به طور کلی سنی مذهب هستند. » ( خسرو شاهی، 1370: 82 )
به هرحال بلوچها از نظر تعداد نفوذ به اندازه ای هستند که در سطح پارلمان در ساختار سیاسی کشور شرکت نمایند و بهمین خاطر در موقع تشکیل کنفرانس« بن» زبان به اعتراض گشود که چرا از قوم بلوچ به اجلاس بن کسی دعوت نشده است.
لازم به یاد آوری است که اکثریت بلوچها، شیعه مذهب هستند اما متأسفانه از احکام مذهبی خویش آگاهی کمتری دارند و علمای شیعه مذهب افغانستان که در حوزه های علمیه قم، مشهد و نجف و سوریه زندگانی دارند، کوچکترین احساس مسئولیت در برابر اینها ندارند و احزاب باصطلاح شیعه به منظور سرکوبی یکدیگر مشغول جنگ داخلی بودند و یا اصولاً رهبرانشان اعتقاد به شیعه نداشتند و ندارند.
6-جغرافیای زبان نورستانی
در حدود هفت ولسوالی در ولایات کنروننگرهار را(ولایت تازه تآسیس نورستان) اقوام نورستانی در اختیار دارند و البته این ارقام را بعضی از مسئولان منطقه شان با رسانه های خبری بین المللی ابراز داشته اند. اما کتاب شناسنامه افغانستان می نویسد: « لغمان و کنر مرکز نورستانیها به حساب می آیند.» ( بصیر احمددولت آبادی،120:1371 )
اماتعبیرهویدی اینست: «قبایل نورستان درپنج دره باپنج لهجه محلی مختلف زندگی میکنند.»(هویدی،141:1364)
در ( مجموعه ی مقالات) نوشته است: « زبانهای خانواده هند و آریایی را که در افغانستان به آنها تکلم می شود می توان به دو گروه اصلی تقسیم کرد: نورستانی و دردی که وطنشان نورستان حالیه است.»(گروهی ازپژوهشگران،101:1376 )
در کتاب سرزمین و مردم افغانستان می نویسد:
« زبان ایشان ( نورستانی ها ) متعلق به گروه زبانهای دردی از خانواده سانسکریت شمال هند است البته طبق پژوهش در تاریخ هزاره ها زبان بنام وایکلی در مرکز نورستان مرکزی وجود دارد. زبان اینکویی در نورستان مرکزی و غربی زبان پارونی در نورستان غربی، گوربتی(غربتی) در حاشیه شرق نورستان شرقی تیراهی در غرب خیبر... » (کلیفورد،56:1367)
زبانهای دردی: طبق نوشته ( مجموعه مقالات ) / 103 این سه زبان دور افتاده کوهستانی هند و آریایی اند و ... قلمرو و گروه زبانهای دردی تا پاکستان نیز ادامه می یابد.
7-زبانهای مغلوب در افغانستان
امروزه در تمام کشور های جهان چهره های فرهنگی و علمی کوشش و تلاش دارند که هویت زبان، فرهنگ و علمی کوشش و تلاش دارند که هویت زبان، فرهنگ و تمدن گذشه و سنتهای اقلیتهای جامعه خویش را حفظ کنند و بهمین منظور موزیمهای مردم شناسی را تشکیل می دهند اما در افغانستان از آنجای که حکومتها همواره بدست جهال و فاقدان کمال قرار داشتند یگانه افتخارشان هجوم وهجمه به زبان و فرهنگ و گویندگان شان بودند و در نتیجه این فاجعه فرهنگی و رقابتهای قومی و قبیلوی بوجود آمدند.
بهر حال اینک فهرست بعضی زبانهای در معرض انقراض را مرور می کنیم:
7-1- زبان اورموری و پراچی: این زبانهای جزوی زبان پشتو نیست اگر چه گویندگان در مناطق پشتو نشین سکونت دارند و بهمین خاطر مورد تهاجم زبانهای غالب قرار گرفته اند و در حال جان سپردن است کتاب افغانستان می نویسد:
« اورموری و پراچی را که هر دو در جنوب حوزه آب بخشان جبال هندوکش رایج اند می توان باز پسین مانده های گروه از زبانها دانست که پیش از آنکه پشتو یا فارسی بر آنها مستولی شوند از گسترش مهمی بر خوردار بوده اند امروزه اورموری زبان کمتر از یکصد نفر اورموری است که ساکنان چند قلعه و مزرعه در حوالی برکی و برک در ولایت لوگر هستند و ... در حدود پنصد پراچی که در سه دره دامنه های جنوب هندوکش ساکن اند به زبان پراچی صحبت می کنند این دره ها عبارت اند از: شوتول، بین سالنگ و پنجشیر و « غچولان » و « پغان » که هر دو در ناحیه نیجرائو واقع اند. چون زبان ها اورموری و پراچی از یک خانواده اند تعلق آنها را به گروه شرقی زبان های ایرانی تلقی می شود.» (گروهی ازپژوهشگران،96:1376)
7-2- زبان براهوی: این زبان یکی از زبانهای مغلوب است که تحت تأثیر زبان بلوچی قرار گرفته است کتاب سرزمین و مردم افغانستان می نویسد: « براهوی ها که به زبان در اویدی قدیم سخن می گویند ولی فرهنگ بلوچی ها را اخذ و اقتباس کرده اند در جنوب افغانستان ساکنند»
کتاب افغانستان می نویسد: «گویش براهوایی گروه های براهوی سیستان افغانستان که عمدتاً در امتداد هیرمند ساکن اند نماینده زبان دراویدی در افغانستان است. این افراد با بلوچها زندگی تقریباً مشترکی دارند و بر آن هستند که از یک قوم اند و واژه های بسیاری از آنها وام گیری کرده اند.»(گروهی از پژوهشگران، 109:1376 )
7-3- زبان پشه ای: شناسنامه می نویسد:
« مردم آن ( مهترلام ) به زبان های دری، افغانی و پشه صحبت می کنند... و در مورد ولسوالی قرغه ای هم می نویسند:« مردم آن به زبانهای دری ـ افغان ـ و پشه صحبت می کنند و همچنین در ولسوالیهای علینگار، علیشنگ و نورستان به زبان دری افغان و پشه را نام برده است.» (دولت آبادی،118:1371)
اما در پژوهشی تاریخ هزاره ها نوشته است: « پشه ای در جنوب نورستان مرکزی و غربی و در حوالی لغمان و دره ها ی تگاب و نجراب ... استقرار دارند.»
7-4- زبان مغولی: زبان مغولی که در چندین قریه در شرق هرات و نزدیکی فاریاب بدان سخن می گفته و اینک در حال از بین رفتن است و مغلوب زبان شیرین و پر قدرت فارسی قرار گرفته است.
بخاطر موجودیت فیزیکی مغولان در هرات بعضی عناصر از قوای فاشیستی، هزاره ها را مغول و از بازماندگان چنگیز خان معرفی کرده اند. البته که از دشمنان تاریخی و ذاتی نباید گله نمود ونباید تعجب کنیم که اسم جز برکل بگذارند چنانچه بعضی می گویند نامگذاری افغانستان ازقبیل اطلاق جزءبرکل است.
درهرحال، اینک توجه کنیم که منابع تاریخی چه می گویند: کتاب هزاره های افغانستان بنقل از میخائیل و ایرز چنین می نویسد:« اطلاعات بدست آمده از مغول های افغانستان که امروزه در آبادی های هرات و نزدیکی آن بسر می برند از طرف نشان داد که چنین روابط ریشه ای بین دو گروه وجود ندارند.»(موسوی، 68:1379 )
کتاب افغانستان می نویسد:
« در افغانستان زبانی پسمانده که در ناحیه هرات ( کوندرو ) کاریز ملا، بدوی، ده شیخ، دراودی، سمن آباد، نو ( ناب در نزدیکی او به ) به آن تکلم می شود و ... اینکه چرا چند خانوار مغول زبان طایفه ای خود را حفظ کرده اند علتش خوب معلوم نیست ... گروه های مغول فارسی زبان که زبان طایفه ای خود را کنار گذشته ولی اصل و نسب خویش را فراموش نکرده اند بر می آید، ظاهراً گویش های مغولی دامنه ی وسیعتری داشته اند ... ولی امروزه مغولی تقریباً از میان رفته است. و اژگان و نحو این زبان به سبب تماس با فارسی دستخوش بی نظمی عمیقی شده و عمدتاً به صورت زبان فرهنگ عامه و خاطرات باقی است.» ( گروهی از پژوهشگران، 106 : 1376 )
بهر صورت، از میان اوراق تاریخ چنین بر می آید که گویش های مغولی دامنه ای بسیار وسیع داشته اند و در گذشته ای دور حتی اقوام ایماق زبان مغولی داشته اند.
7-5- جتی: از زبان جتها یا کولیها که در پاکستان، افغانستان، هند زندگانی و گردشگری دارند در تاریخ ذکر شده است.
7-6- چنجابی: زبان سیکهای کابل گردیز و ننگر ها میباشد که مورد هجوم زبان پشتو قرار دارند.
7-7- هندو: بعضی از هندوان قندهار بدان سخن می گویند و کتاب افغانستان مجموعه مقالات می نویسد:
« هندی جدید که اقلیتهای قومی هند تباری به آن تکلم می کنند که در دوران متاخر به این ناحیه نقل مکان کرده اند و ... این زبانها گروهی را تشکیل می دهند که گاهی واسطه ای میان گروه های ایرانی و هندو اروپایی محسوب می شود. »
7-8- پراچی: در یکی از دره های نجراب متصل به الله سای تکاپ تا هنوز رواج دارد.
7-9- منجی: در منجاب بدخشان ( بضم مم )
7-10- فراخی: درواخان بدخشان و در کتاب تاریخ بدخشان وخی ( بفتح و او ) نوشته است.
7-11- سریکی: در حاشیه شمال واخان در تاریخ بدخشان سریکلی( بفتح سین و ضمه کاف) آمده است.
7-12- سنگلچی: در شرق منجاب و جنوب زیباک از ولسوالیهای ولایت بدخشان رواج دارد.
7-13- زیباکی: در ولسوالی های زیباک معمول است ( در تاریخ بدخشان زبانهای یا زعلامی و یختابی ویودو سنجی بضم سین نام برده است.)
7-14- روشنائی: در حاشیه غربی بدخشان در جوار رود پنج واقع است. آقای یزدانی می گوید: تمام زبانهای که در بدخشان رواج دارند کم و بیش تحت تأثیر واژه های ترکی و مغولی قرار دارند.
7-15- شغنی: در شنخان بدخشان تکلم مسشود. و کتاب شناسنامه افغانستان اکثریت این زبانها را زبانهای پامیری و جزوی زبان کهن و نامدار فارسی دری قلم داد کرده است. تاریخ بدخشان می نویسد:
« زبان مردم پامیر جزء دسته زبانها ی شرقی ایرانی است و هیچ یک از این زبانها، زبان قلم نبوده است. بسیاری از دانشمندان را عقیده بر این است که چون ساکنین دره های بدخشان و نورستان بخاطر محصور بودن در میان دره ها و کوه ها در قدیم کمتر با هم درارتباط بوده اند، از این رو به تدریج زبان آنها از هم فاصله گرفته و هر کدام به زبان جداگانه ای تبدیل شده اند.»(بخارایی،22:1377 )
در کتاب پژوهشی در تاریخ هزاره ها می گوید: « حدود هشت زبان رایج در بدخشان جزء زبان فارسی شمرده می شوند چنانچه زبانهای ازبکی و ترکمنی و قزاقی و قیر غیزی جزء زبان ترکی به حساب می آیند. اما در تاریخ بدخشان ( دیباچه ) 12 تا لهجه شرقی را نام برده است.»(یزدانی،83:1368 )
مجموعه مقلات/95میگوید:آینده زبانهای پامیر