نایب علی رضوانی

  

 مباني عدالت اجماعي از ديد گاه امام خميني (ره) ، از مباني اعتقادي، ديني و كلامي وي سرچشمه مي گرند.

    در اصولي اعتقادي امام (توحيد، معاد،نبوت،عدل) به نحوي با عدالت اجتماعي در ارتباط پيدا مي كند و متآثر از اصول اعتقادي آزادي در عدالت تبلور مي يا بند .بر اساس همين اصول  اعتقادي از جمله اعتقاد به توحيد در انديشه امام انواع مباني سياسي وا جتماعي وي قابل استفاده است .

تآثير اعتقاد به توحيد در انديشه و تفكر سياسي و اجتماعي امام (ره) عبارت است :

1.     رابطه توحيد با آزادي

2.     رابطه توحيد با قانن

3.     رابطه توحيد با برابري ، مساوات و عدالت اجتماعي.

    اين روابط در كلام ذيل امام مشخص است . امام مي گويد:« اعتقاد من وهمه مسلمين همان مسائل است كه در قرآن آمده است و يا پيامبر اسلام و پيشوايان به حق بعد از آن حضرت بيان فرمود كه ريشه وا صل همه آن عقايد كه ممترين وبا ارزش ترين اعتقاد ماست اصل توحيد است» …

     مطابق با همين اصل امام خميني (ره) یک پيوند ی عدالت وآ زادي با توحيد دارند چنين ميگويد : « بايد جوانان روحاني و دانشگاهي قسمتي از وقت را صرف كنند در شناخت اصول اسلام كه در راس آن توحيد ، عدل و انبياء بزرگ اسلام و پايه گذاران عدالت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‍‍‍‍[ اجتماعي ] و آزادي است ، و از ابراهيم خليل تا رسول خاتم (ص)«(1)

    اين كلام امام (ره) از سه اصل  [ توحيد، عدل و نبوت ] براي تحق عدالت اجتماعي و آزادي و ارتباط آن ها با يكديگر به خو بي روشن مي گردد، در ادامه امام چنين مي گويد :» مطابق اين اصل ما معتقديم كه:

  1)آفريدنده جهان خداند بر همه حقايق مطلع است و قادر بر همه چيز است.

 

    2)انسان تنها در مقابل ذات اقدس حق بايد تسليم باشد واز هيچ انساني نبايد اطاعت كند مگر اينكه اطاعت او اطاعت از خداوند باشد. بر اين اساس هيچ انساني نبايد كسي را مجبور به اطاعت كند. 

     3)وما اين اصل اعتقادي ( توحيد ) و اصل  آزادي بشر را مي آموزيم كه هيچ فردي حق ندارد انساني يا جامعه وملت را از آزادي محروم كند، براي او قانون وضع كند،رفتار و روابط او را نبايدبا درك و شناخت خود كه بسيار ناقص است و يا بنابه خواسته ها و اميال خود تنظيم كند.

... اما از اين اصل قانونگذاري و اطاعت از قانون الهي اصل انقلاب و قيام عليه استعمار و استبداد نيز استفاده نموده است و نيز از همين اصل اعتقادي      ( توحيد ) الهي این مطلب را مي گيريم كه همه انسانها در پيشگاه خدا يكسان است ( اصل برابر و مساوات ) مهم ترين اصل جامعه مدني قانون است.

        پيامبر در مدينه يك قانون اساسي وضع نمود و تكاليف يكسان برای همه در مدينه و از حمله جایگاه يهوديان را مشخص و براي آنها تكاليف و حقوقي معين نمود. فرق جامعه مدني اسلام و غرب اينست كه كه جامعه مدني در حكومت اسلامي ريشه در مدينه النبي پيامبر دارد. او (خداوند) خالق همه است و همه مخلوق و بنده او هستند. اصل برابري ومساوات انسانها و ( عدالت اجتماعي ) و اينكه تنها امتياز فردي نسبت به فرد ديگر بر معیار و قاعده تقوي و پاكي از انحراف و خطا است.

        بنابراين هر چيز كه برابري را بر هم بزند و امتياز پوچ را در جامعه حاكم مي سازد، بايد مبارزه كرد.(2)

          امام بر اين اساس بحث عدالت را منتج از توحيد مي دانندانقلاب اسلا مي را امام بر مبناي اصل توحيد استوار مي داند كه در تمام شئون جامعه سايه مي افگند. در عبارت زير به طور صريح عدالت اجتماعي را ناشی از عدالت الهي مي دانند: « بحث عدالت همان بحث صفت حق تعالي است براي اشخاصي كه چشم دارند بحث عدالت هم مي كنند، بحث عدالت اجتماعي هم به دست آنهاست. حكومت هم تأسيس مي كنند: حكومتي كه حكومت عادله باشد.»(3)

 

فلسفه ارسال نبوت، و امام معاد 

    خود امام، هدف پيامبران بزرگ خدارا درامر رسالت شان، كوشش و تلاش بی وقفه براي هدايت مردم داستند، اجراي عدالت اجتماعي رادر پياده كردن قوانين عادلانه مي دانند و در اين زمينه چنين بيان کرده است.

.........

 

نبوت 

    در حقيقت مهمترين وظيفه انبياء بر قرار كردن يك نظام عادلانه اجتماعي از طريق قوانين احكام اسلام جهت تربيت انسان است.(4) در جاي ديگر چنين مي گويد:      « مقصود انبياء از كوششها و جنگهاي كه با مخالفين مي كردند، كشور گشايي و اينكه قدرت را از خصم بگيرند و در دست خودشان باشد، نبوده: بلكه مقصد اين بوده كه يك نظام عادلانه به وجود آورند تا به وسيله آن احكام خدا را اجرا نمايند.»(5)

      و « اين سيره مستمره انبياء بوده است و اگر تا ابد هم فرض كنيد انبياء بيايند، باز همين است، باز جهات معنوي بشر تا اندازه اي كه بشر لايق است، اقامه عدل در بين بشر و كوتاه كردن دست ستمكاران ‍] يعني عدالت اجتماعي هدف بعثت رسول است ‍[ و ما  اين دوامر را تقويت كنيم.»(6)

    امام راحل د راين سخن اخير، پس از بيان اينكه اجراي عدالت اجتماعي هدف پيامبران بوده است، بر امر ديگر تأكيد مي كند و آن وظيفه ما نسبت به اين هدف مقدس است كه اين هدف، تنها براي پيامبران نبوده وما به صرف حكايت ونقل آن اكتفا بكنيم ودر مقام بيان فظايل پيامبران

از آن ياد آوري نماييم؛ بلكه وظيفه ما تقويت آن دو امر است؛ يعني اقامه عدل و كوتاه كردن دست ستمكاران يعني خود كوتاه كردن دست ستمكاران و ظالمان عدالت اجتماعي را در پي دارند.

 

امامت

    انديشه سياسي و مباني عدالت اجتماعي حضرت امام در انديشه و مباني سياسي شيعه قابل تحليل و بررسي است و انديشه مباني سياسي شيعه مخصوصاً ا زدو اصل امامت و عدل در كلام شيعه  متأثر است.

    متفكران اسلامي از جمله حضرت امام (ره)  ضمن اشاره به ضرورت استمرار اجراي احكام در دوران غيبت به استمرار نظم سياسي و بر قرار عدالت اجتماعي تلاش و تأكييد كرده ا ندو نظام مشروعي را در زمان غيبت پيشنهاد داده که اين نظام مشروع در تداوم همان عدالت اجتماعي انبياء و ائمه است،که اندشه امام خميني (ره) يكي از آنهاست.

 

معاد

   يكي از مباحث كلامي بحث معاد و روابط دنيا و آخرت است در اينجا بخاطر اختصار به جواب يك سئوال از امام بسنده مي كنيم:

   سئوال از امام: آيا دين براي همه امور دنيا برنامه دارد يا فقط براي آخرت آمده است؟

   جواب امام: اسلام براي دين انساني كه همه چيز است، يعني از طبيعت و ماوراي طبيعت تا عالم الوهيت مراتب دارد، اسلام تز دارد،برنامه دارد و  اسلام مي خواهد انسان را يك انسان بسازدو جامع يعني رشد،  آن طوري كه هست بدهد بهره و حفظ طبيعت دارد رشد طبيعت به او بدهد.(7)

     انسان جامعه و رشد طبيعي و تكامل انسان، در صورتي قابل تحقق است كه جامعه اي داراي نظم و عدالت اجتماعي بر قرار باشند تا اعمال در دنيا مزرعه آخرت قرار گيرند.

     امام در نكوهش عارفان كه فقط به آخرت فكر مي كند چنين مي گويد: در سيره الهي لازم نيست انسان در يك گوشه بنشيند و بگويد من مي خواهم تسيرالي الله داشته باشم.

     در كتاب آداب الصلاه مي گويد:

    سالك كه بخواهد راه به حقيقت پيدا كند بايد رحمتهاي حق را به قلب خدا برساند و به رحمت رحمانيه و رحميه متحقق شود و علامت حصول آن در قلب اينست که با چشم عنايت و تلطف به بندگان خدا نظر كند و خير و صلاح آنها را طالب باشد.(8) يا امام در نامه به سيد احمد مي گويد:

    « آنچه گفتم بدان معني نيست كه از خدمت به مردم خود را كنار بكشيد و گوشه گير و گل بر خلق الله باشي كه اين از صفات جاهلان متمسك است.»(9)

    از بيانات امام استفاده مي شود در(معاد) رابطه دنيا و آخرت رابطه اي نزديك و بهم پيوستگي دارد، يعني: خير صلاح انسانها در اين دنيا يا مذمت گوشه نشيني عارفان در اين دنيا، جز به پا خواستن جهت تحقق عدالت اجتماعي و گرفتن حق مظلوم از ظالم نیست.

    سير الي الله كه همان سيره و روش انبياء خصوصاً پيامبر اسلام و ائمه معصومين عليه السلام هست چيزي ديگري غير از بر قراري عدالت اجتماعي نخواهد بود ودر واقع پاداش آخرت منوط، خدمت به خلق الله در دنيا است به دست آوري پاداش بدون احقاق حق و عدالت اجتماعي امكان ندارد.

 

منابع وماخذ

1ـ صحيفه نور، ج2، ص 18.

2ـ آئين انقلاب اسلامي، مؤسسه تنظيم و نشر آثار، ص1، و امام خميني، كشف الاسرار، ص 182.

3ـ مقاله عدالت اجتماعي از ديدگاه امام، ص 13. هما.ن

4ـ ولايت فقيه امام خميني ص34 و 15.

5ـ صحيفه نور، ج2، ص6.

6ـ همان، ج8، ص81.

7ـ امام خميني آداب الصلاه، ص 45.

8ـ شرح دعاي سحر، ترجمه فهري.

9ـ صحيفه نور، ج11، ص 498.